این نه منم !!!!
قبلا که جوون بودم و داروخونه داری پیرم نکرده بود و زمانی که مسئول فنی داروخونه بودم اکثر مواقع ( نمیگم همیشه چون امکان نداره ) ساعت مقرر و موظفم تو داروخونه بودم و تمام نسخه ها رو مثل بچه خوب دستور میزدم . ولی الان دیگه من اون من سابق نیستم . یعنی شرایط اجازه نمیده که باشم . وقتی میري داروخونه باید به چندین کار مختلف برسی بنابراین دیگه وقتی برای کنترل تمام نسخه ها نداری . به قول یکی از همکارا تنت خورده به تن داروخونه دارها . راه افتادی . بنا بر چند دلیل که مهترینش کمبود مسئول فنی تو شهر ماست نمیشه وقتي يك روز بايد بري دنبال كارهات مسئول فني بذاري . پس ناچارا بايد به نسخه پيچت اعتماد كني و همه چيز رو به او بسپاري و بري . چون عملا امكان بستن داروخونه هم وجود نداره . اگه بخواهي هر وقت كار داري داروخونه رو ببندي كه اعتماد مشتري ها ازت سلب ميشه و كلي از مشتريهات ميپره . خلاصه اين چند تا از مشكلات داروساز تو زمينه داروخونه است . تازه بايد نذر و نياز كني كه اون زمان كه نيستي بازرس هاي خوب دانشگاه و تامين و خدمات و ارتش و جديدا هم تعزيرات و بازرگاني نيان سراغت . نميدونم پس فردا از چه سازمانهايي ميخوان بيان ما رو چك كنن . مثلا : بازرس هاي شهرداري . بازرس اداره گاز و آب و برق و ....
وبلاگ دانشجویان فارغ التحصیل ورودی 78 دانشکده داروسازی دانشگاه جندی شاپور اهواز