نمیدونم ضرب المثل یک بام و دو هوا رو شنیدید یا نه؟
میگویند در زمان قدیم که خونه هاشون مثل الان هشتاد طبقه نبود و اکثر مردم شبهای تابستون روی پشت بام خونه خودشون میخوابیدن زنی به همراه دختر و پسرش و طفلک عروس خانواده روی پشت بام خوابیده بودن . نیمه شب مادر بیدار میشه و به دخترش میگه که عزیزم پتو رو بکش رو خودت هوا سرد شده سرما میخوری، در همین حین نگاهی به پسرش و عروسش انداخته و پتو رو از روی سر اونها میکشه و میگه هوا به این گرمی چرا رفتید زیر پتو! به این میگن یک بام و دو هوا .
و اما اینکه به ما چه ربطی داشت:
تو کشور ما خوشبختانه بیمه های درمانی شدن حکایت یک بام و چند هوا . یکی ۱۰ درصد قیمت اقلام دارویی نسخه رو میده .یکی ۳۰ ٪ اون یکی همه قیمت رو قبول میکنه . بیمه دیگه برای اینکه مشتری هاش مریض بشن جایزده گذاشته و ... هزار تا ادا و اطفار دیگه . در این بین برخورد بیماران هم که دارای این بیمه ها هستن هم جالبه .
بیماران بیمه های خدمات درمانی و تامین اجتماعی که بنده خدا ها (مثل خود ما) میان دارو رو میگیرن و پول رو بدون چون و چرا میدن و میرن.
بیمارن بیمه ارتش هم بچه های خوبی هستن . مخصوصا سربازها که کلی باحالن و کلی باهاشون گرم میگیریم.
ولی ، امان از نفتی ها و بانکی ها :
پا که توی داروخونه میذارن انگار در املاک اجدادی قدم گذاشتن و ما هم بنده های حلقه به گوش اونها هستیم . چرا این رو ندارید . چرا اینجوری ؟ چرا اونجوری ؟ و هزار تا چرا ی دیگه .(البته همشون هم اینطوری نیستن) پول که اصلا نمیدن، بماند ، اگه هم بهشون بگی برو رسید داروهات رو از صندوق بگیر ، در بعضی موارد میخواهن از پشت پیش خون بکشنت بیرون و رسیدت کنن. مگه ما باید پول هم بدیم ( نه عزیزم شما فقط باید پول بگیرید . آحه اینجوری عادتتون دادن ) بعد میگی نه آقا جان پول نمیدی ، رسید داروهات رو میگیری تا من داروهات رو چک کنم .
چند روز پیش یکی از همین بیمارن که نمیدونم مال کدوم بانک بود ( شما باور کنید که من نمیدونم ، چون خودم مجبورم، باور کردم) بهش گفتم رسید دارهات رو از صندوق بگیر . رفت و دیدم داره داد و بیداد میکنه (البته با لحنی ملایم )
گفتم چه خبره ؟
گفت باید ۱۵۰ تومان پول بدم ؟
۱۵۰ هزار تومن که نیست پدر جان ۱۵۰ تک تومنی است .
برای چی؟
پزشکت یادش رفته تو نسخه سرنگ بنویسه برای اونه .
نه . همه داروخونه ها مجانی میدن . شما ها گرون فروشید و....
من هم که دیدم حال و حوصله ندارم روزم رو با این یارو خراب کنم گفتم نمیخواد . شما رو میذاریم جزء بیمارن بی بضاعت که پول دارو ندارن بدن . این ۱۵۰ تومن هم خودمون میدیم . بیمار هم با قدی افراشته به نشانه پیروزی بر سر پرداخت نکردن مبلغ هنگفت ۱۵۰۰ ریال با غرور مثال نزدنی داروخانه رو ترک کرد.
گفتم که، مشکل اینها نیست که عادت ندارن پول بدن . عادتشون دادن به پول ندادن و مبالغ کلان گرفتن .
از این به بعد تمام حسابهای بانکی اینجانب مسدود خواهد شد. شرکت نفت هم سوبسید بنزین بنده رو که قراره دولت هدفمند کنه و بهم بده بلوکه میکنه . والا چون از اول هم معلوم نبود ما در کدوم دهک سوبسیدی قرار میگیریم، بنابراین خیالمان از قطع بودن سوبسید بنزین راحت بود و این چنین تلافی آن را بر سر بیماران شرکت نفت درآوردیم .
آخییییییش


