امیدوارم تعطیلات بهتون خوش گذشته باشه .
اونقدر که از تموم شدن تعطیلات خوشحال هستم از اومدن عید نبودم. روز اول بعد از تحویل سال نو که مخابرات طفلک ترکید از بس این جماعت ذوق زده برای هم اس ام اس یا پیامکچه عیدی فرستاده بودن. تا ۲-۳ روز برام اس ام اس میآمد که پیشاپیش سال نو شما مبارک . فکر کنم به هیچ کدوم از اونها جواب ندادم . با هر کس هم که خیلی تعارف داشتم بهش زنگ میزدم و تبریک میگفتم . فکر کنم دچار اس ام اس فوبیا شده باشم .
یادمه بچه که بودم مثلا ۲۰ سال پیش وقتی هرجا میرفتم بهم عیدی میدادن، اونها رو جمع میکردم تا آخر عید بشمارم ببینم چقدر شده ؟ بعدش هم برم فیلم آتاری و میکرو و ... بگیرم ( نمیدونم آتاری رو یادتون هست یا نه ولی از ۵ - ۶ سالگی من عاشق آتاری بازی مخصوصا اون هواپیما بودم ، هنوز هم آتاری خودمو دارم . یادمه سال ۶۵ در حدود ۱۰۰۰۰ تومان دادم آتاری خریدم . اگه اون موقع با این پول ۱۰ سانتیمتر زمین خریده بودم که الان کلی مایه دار شده بودم ؟!!
دیگه صبح و شب و نصفه شبمون شده بود بازی . طفلک تلویزیون خونه داغ میکرد. ) خلاصه این جریان عیدی دادن به بنده تمومی نداشت تا اینکه مثلا سنی از ما گذشت . واقعا دستشون درد نکنه ولی زشته وقتی میری یک جایی عیدی برات دشت میارن . بابا دیگه من خودم به بچه های برادرم عیدی میدم هلو . اونوقت هر جا میری :
بفرمائید قابل نداره دشت سال نو .... ریال (یا تومن . چه فرقی داره؟) ![]()
ولی تو این همه دشت سال نو که گرفتم یکیش خیلی حال داد . اون هم معلومه دیگه عیدی مامانه . آخه کمتر ار تراول نمیده . وجدانن دمش گرم . ( البته این قضیه فقط در مورد بچه های خودش صدق میکنه حالا از فردا کامنت خصوصی نذارید دکتر آدرس خونتونو بده بیایم عیدیتون . قدم همه شما به روی چشم ولی تا اطلاع ثانوی ما خونه نیستیم . حداقل تا عید سال بعد)
بعد ار اینکه ساعتهای محترم رو یک ساعت تخریب کردن و جلو بردن ، ساعت ۸ صبح دیدم در میزنن . ( بعدا فهمیدم که همسایه عزیزمون بوده) من هم که خواب بودم تخت گرفتم خوابیدم و در رو باز نکردم .
آخه مگه کله پاچه فروشی یا حلیم فروشیه ؟ مگه نذری میدن که شب پشت در خونه آدم جا میندازید ؟ بابا مسلمونها بگیرید بخوابید بذارین یک روز تعطیلی هم به چشم ما بیاد . گرهام بل کلی زد تو سرش تا تلفن رو کشف کرد تا آدمهای بیکاری مثل این عزیز زنگ بزنن ببینن طرف خونه هست یا نه ؟ اصلا خوابه؟ بیداره ؟ آمادگی داره مهمون بپذیره یا نه؟ بعضی ها که روشون واقعا زیاده . یک روز خونه مادبزرگم بودم تازه از سفر آمده بودیم و همگی حسابی خسته بودیم. برای شام هم دعوت داشتیم خانه عمو کوچیکه . تلفن زنگ زد و یکی از اقوام نسلهای گذشته ( اگه از لحاظ ژنتیکی هم برسی میکردید متوجه میشدید که تو ۱ الی ۲ کروموزوم قرابت فامیلی داریم) یاد ما کرده بود. هرچی مادربزرگم میگفت که ما داریم میریم مهمونی الان هم از سفر آمدیم و آمادگی نداریم مگه طرف به خرجش میرفت: ۱۰ دقیقه میایم ! نه اصلا ۵ دقیقه ! نمیشه؟ خوب ۲ دقیقه دم در ببینیمتون و بریم ؟!!!
از خاطرات با حال عید هم این بود که با یکی از دوستان رفتیم یک رستوران سنتی تو س....... موسیقی زنده با صدای دلخراش و گوشنواز استاد ایکس طنین انداز بود . صدای باد و بارون ( همون شبی که چند جا سیل آمد) و جوی آب و ..... خلاصه تا آخرین لحظات که کلی خوش گذشت . ولی جای شما خالی وقتی صورت حساب رو آوردن. پول شام و انعام و بنده را فراموش نکنید( جهت اطلاعات بیشتر به پست ناهار مراجعه کنید) یک طرف جمله آخر صورت حساب هم یک طرف.
ورودیه موسیقی برای هر نفر ۳۵۰۰ تومان

از ایجا بود که به ذهنم رسید که امسال که قراره تعرفه داروخانه ها رو دولت تعیین کنه و اوضاع خراب میشه . بیام و تو داروخانه از گروه های ژانگولر استفاده کنم . بیماران تا داروهاشون بخواد آماده بشه یک تفریحی هم میکنن و به ازاء هر نفر یک ورودیه ژانگولری هم میگیریم . تازه هم ثواب داره هم مردم راضی از داروخونه میرن بیرون. تازه میشه شهر بازی کودکان و سالن آرایش و واکسی هم زد . به این میگن درآمد ناخالص. چون از خلوص داروسازی به دست نمیآد . دوستان عزیز هم ناراحت نشن و من رو متهم نکنن که با حرفه مقدس داروسازی چرا ایجور شوخی کردی؟ این طنز تلخ را به شیرینی تعرفه های جدید که متعاقبا اعلام میشود حتما خواهید بخشید. یک زمانی من جدی مینوشتم و کلی هم حرص و جوش میخوردم . دیدم بقیه به شوخی میگیرن . حالا من شوخی مینویسم تا بقیه دوست داشتن جدی بگیرن . دوست هم نداشتن بی خیال . با هم لحظاتی میخندیم و خوشیم .
وای خدا کاش یک روزی مسعود شصت چی داروساز بشه !!!

