تبليغاتX
دانشجویان ورودی 78 داروسازی اهواز



شنبه هفدهم مرداد 1388  توسط دکتر مجید اسماعیلیان

با سلام به دوستان گرامی

این چند وقته حال و حوصله نوشتن ندارم . بهتر دیدم برای عوض شده فضای وبلاگ هم که شده ۲ تا کتاب بذارم تا دوستان دانلود کنن .

Pharmacology: Principles and Practice

 

لینک دانلود

حجم : ۱۱.۸ مگابایت

This unique and much needed textbook meets the rapidly emerging needs of programs training pharmacologic scientists seeking careers in basic research and drug discovery rather than such applied fields as pharmacy and medicine. While the market is crowded with many clinical and therapeutic pharmacology textbooks, the field of pharmacology is booming with the prospects of discovering new drugs, and virtually no extant textbook meets this need at the student level. The market is so bereft of such approaches that many pharmaceutical companies will adopt Hacker, et al. to help train new drug researchers.

The boom in pharmacology is driven by the recent decryption of the human genome and enormous progress in controlling genes and synthesizing proteins, making new and even custom drug design possible. This book makes use of these discoveries in presenting its topics, moving logically from drug receptors to the target molecules drug researchers seek, covering such modern topics along the way as side effects, drug resistance, Pharmacogenomics, and even nutriceuticals, one in a string of culminating chapters on the drug discovery process.

*Uses individual drugs to explain molecular actions

*Full color art program explains molecular and chemical concepts graphically

*Logical structure reflecting the current state of pharmacology and translational research, starting with receptors and finishing with target molecules

*Covers such intricacies as drug resistance and cell death

*Consistent format across chapters and pedagogical strategies make this textbook a superior learning tool

 منبع: free pharma Ebook



چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388  توسط دکتر مجید اسماعیلیان
با سلام به دوستان عزیز

دکتر کیارش آرامش ( متخصص پزشکی اجتماعی و استادیار مرکز تحقیقات اخلاق و تاریخ پزشکی ) از پزشکان صاحب ذوق و قلم میباشند که من همیشه مطالب جذابی رو که در ستون اخلاق پزشکی هفته نامه سپید مینویسند با علاقه می خونم.

نوشته زیر نقل قولی از ایشان است که در ستون اخلاق پزشکی هفته نامه سپید مورخ ۲۳/۳/۸۸ به چاپ رسیده است. مطلب بسیار پر محتوایی است که شاید تلنگری باشد بر برخی از ما که یک سری تعهد ها را به فراموشی سپرده ایم. باشد که به یاد آریم .

 فقط حساب دستت باشد !

در یک دشت بزرگ و بی انتها ، بازار شلوغ و پر غوغایی بر پا شده است. وسط دشت ، تپه ای است. من نفس نفس زنان دارم از تپه بالا می روم. بالای تپه معبدی است . در معبد را باز میکنم. داخل معبد متروک ، بوی کهنگی می آید. روی دیوارها شمایل هایی آویزان است که رویشان را غباری ضخیم پوشانیده است. شمایل ها را یکی یکی برمی دارم و با سر آستینم غبارشان را پاک میکنم. تصاویر چه آشنایند ! اولی دکتر شیخ است ، دومی آلبرت شوایتزر ، سومی پچ آدامز ... صدای نیایشی را از پشت سر می شنوم. برمی گردم. نوجوانی دارد نیایش میکند. حوب نگاه میکنم. خودم هستم ! خودم وقتی که نوجوان بودم ! ... حالا بیرون معبد ایستاده ام . دارم از تپه پایین می آیم.هر چه به بازار نزدیک می شوم ، همهمه بیشتر می شود.بازار عجیبی است . همه روپوش سپید بر تن دارند. همه سال های عمر خود را به صورت سکه درآورده اند و دارند خرید می کنند. بعضی ها تخصص میخرند. فروشنده وعده میدهد که اگر فلان رشته را بخرید، دیگر نانتان در روغن است. بعضی ها "تقرب" میخرند ، با این وعده که با آن میتوان به بورس رسید یا پست یا حداقل سهام فلان بیمارستان. بعضی ها غیر از عمر ، شرافت و صداقت شان را هم می فروشند.به جایش نگاه خیره ای را می خرند که حقیرانه میگوید: " فلانی عجب ویلایی دارد یا عجب ماشینی یا عجب پستی... " به پشت سر نگاه می کنم. خورشید در پشت معبد متروک در حال غروب است . با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار می شوم.ساعت ۵ صبح است. اولین فکری که به سراغم می آید این است که حقوق اسفندم هنوز پرداخت نشده است. با خودم می گویم فردا از حسابداری پیگیری می کنم. سرم را دوباره روی بالش می گذارم . لحظه ای به یاد نوجوانی می افتم که در معبد دیدم. راستی او می دانست که دغدغه سحرگاه من در آستانه ۴۰ سالگی این خواهد بود؟ با افسوس دوباره به خواب می روم.این بار در میان جنگلی هستم، در آفریقا. نزدیکی های سحر است. ساختمانی چوبی در میان جنگل است ، وای ! این بیمارستان دکتر شوایتزر است در دل جنگل های آفریقا. باورم نمی شود که قهرمان بزرگ دوران نوجوانی ام را دارم می بینم. همان پزشک بزرگ و انسان دوستی که زندگی مرفه در بهترین جای اروپا را رها كرد و مثل قطره اي شد از رحمت بي منتهاي  خداوند در دل اقيانوس تيره رنج و بيماري در آفريقاي سياه. همان شمايل معبد متروك ... نزديك تر مي شوم . پشت پنجره چراغي روشن است . باز هم چندمين شبي است كه دكتر شوايتزر تا سحر بر بالين كودكي بيمار بيدار مانده است .

 راستي دكتر شوايتزر، تو در بازار چه خريدي؟ مگر مست بودي كه رنج و بيدار خوابي را خريدي؟ مگر حساب دستت نبود؟

او مرا نگاه مي كند. با نگاه نافذش از خواب بيدار مي شوم... بايد سراغ حسابداري را بگيرم ...

يك جام پر از شراب دستت باشد

تا حال من خراب دستت باشد

اين چند هزارمين شب بيداري است؟

اي عشق فقط حساب دستت باشد! 



چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388  توسط دکتر مجید اسماعیلیان
با سلام به دوستان گرامی

شما جزء آن دسته از اهالی نت هستید که مدام در حال دانلود فایل از رپیدشیر و مگاآپلود و... هستید؟

در دانلودهای پیاپی دچار مشکلات زیادی می شوید؟

 مثلا در رپیدشیر محدودیت دانلود دارید و یا در مگاآپلود باید ۴۵ ثانیه صبر کنید تا فایل آماده شود برای دانلود ؟

وارد کردن کد و ... بماند .

سایت رپدباز RAPIDBAZ يك سايت كاملا ايراني است كه به شما اجازه در اختيار داشتن سیستم مدیریت دانلود از سایتهای رپیدشر، مگاآپلود. فایل فکتوری و ... را ميدهد. بدون كمترين مشكل و محدوديت . استفاده از اون رو به تمام دوستان پيشنهاد ميكنم.

 براي ورود به سايت :

 سایت رپدباز RAPIDBAZ

با تشكر از دكتر نويد اخوت پور



پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388  توسط دکتر مجید اسماعیلیان
با سلام به دوستان عزیزم.

 بیست و یکمین دوره آزمون تخصصی (PhD) رشته های داروسازی سال ۸۸-۸۹ آغاز شد . جهت مطالعه دفترچه راهنماي شركت در آزمون و کسب اطلاعات بیشتر به آدرس زیر مراجعه کنید.

بیست و یکمین دوره آزمون تخصصی (PhD) داروسازی



اولین کنگره ملی و بین المللی تجویز و مصرف منطقی دارو در اردیبهشت ماه سال جاری در اصفهان برگزار میگردد. این برنامه به صورت متناوب برگزار گردیده و هر روز دارای ۴ امتیاز بازآموزی میباشد. جمعا ۲۸ امتیاز.

جهت مشاهده اطلاعات تکمیلی ،تصاویر اسکن شده نامه مربوطه را مشاهده نمائید:

اولین کنگره ملی و بین المللی تجویز و مصرف منطقی دارو صفحه 1

 

اولین کنگره ملی و بین المللی تجویز و مصرف منطقی دارو صفحه 2



دوشنبه بیست و سوم دی 1387  توسط دکتر مجید اسماعیلیان
با سلام خدمت دوستان عزیز

ثبت نام كنكور چند وقتي هست كه تموم شده .

من فقط ميخوام دخترم دكتر بشه ، پزشكي خوب نيست بايد 7 سال درس بخونه بعد بياد براي تخصص و فوق بخونه ، دندانپزشكي هم براي روح لطيف دخترم مناسب نيست . بهترينش داروسازيه ، هم كارش  باكلاسه هم اينكه زحمت نداره ! فقط درس خوندنش سخته ولي بعدش دخترم تا آخر عمر راحته فقط ميشينه تو داروخونه و تلويزيون نگاه ميكنه يا روزنامه ميخونه !!!

اين بخشي از حرفهاي يك مادري است كه دخترش كنكور داره .

 داروسازي شده كعبه آمال و آرزوهاي جوانان امروزي. جديدا هم كه با لطف بعضي دانشگاه ها شعبه هاي پولكي به كمك اين جوانان آمده . اونهايي كه با درس خوندن و پشت سر گذاشتن رقبا در كنكور نميتونن بيان و داروسازي بخونن حالا به كمك توانايي مالي خانواده هاشون!!! با ترمي 6 ميليون ناقابل به آرزوهاي ديرينه خود دست پيدا ميكنن. حالا اينكه درس خوندن اينها با ما چه فرقي داره و ..... بماند كه بايد منتظر گذشت زمان شد تا ببينيم كه نتيجه اين شعب بين المللي به كجا ميرسه. در اين خصوص بحث زياده ولي بپردازم به اصل قضيه :

بارها و بارها تكنسين هاي دارويي داروخانه ها رو ديدم كه به داروسازان گفته اند اي كاش ما هم داروساز بوديم ولي به چه دليل؟

يكي از مسائلي كه اونها ذكر ميكنن اين است كه ميبينند تمام كارها را تو داروخانه آنها انجام ميدهند و شخص ديگري چندين برابر اونها حقوق ميگيره و شايد نصف ساعات كاري اونها هم تو داروخانه حضور نداره .

اين سخنان براي بسياري از همكاران عزيزم شايد ناخوشايند باشه ولي از ماست كه بر ماست !

زماني كه تو اكثر داروخانه ها تنها كسي كه واقعا نميتوني بفهمي دكتر داروسازه ، مسئول فني داروخانه باشه ، چه انتظاري داريم؟

وارد داروخانه يكي از همكارانم ميشوم 3-4 تا جوون حدود 20 الي 24 ساله مشغول كار هستند : جمع آوري نسخ ، قيمت زدن و ثبت كامپيوتر و از همه تاسف بار تر دستور زدن نسخ. در طرف ديگر داروخانه يكي از همين جوونها براي بيماري در حال طبابت است: از اين قرصه شبي يكي بخور خوب ميشي. نكته جالب اينجاست كه همشون روپوش دارن و منظم و مرتب دارن كار ميكنن . در انتهاي داروخانه هم يك نفر بدون روپوش نشسته و در حال نوشيدن چاي و شيريني در حال حساب و كتاب و نوشتن چك است. اصلا كاري نداره كه اطراف چه خبره هر از چند گاهي با تلفن حرف ميزنه و منتظر اينكه كه زمان بگذره و 2 ساعت زودتر از بسته شدن داروخانه بره دنبال كاراش. آخه بود و نبودش فرقي نداره !!! به قول خودش از ترس بازرسها ميآد داروخونه و وقت تلف ميكنه. بچه ها همه كارها رو ميكنن و اگه سئوالي باشه ميپرسن .

در اين ميان تكنسين هاي دارويي هم هر از چند گاهي كه از طرف بيماران با لقب دكتر مواجه ميشن كلي حال ميكنن.

در اين ميان اين سئوال مطرح است كه تفاوت دكتر داروساز كه 6 سال درس خونده با كسي كه 6 ماه ميآد تو داروخونه و اسامي داروها و كاربرد اونها رو زير نظر همين دكتر ياد ميگيره چيست؟

چرا ما داروسازان رو محدود كرديم به يك داروخانه با داروهاي محدود كه حتي يك فرد ديپلمه هم به راحتي و در كوتاه ترين زمان تمام اونها رو ياد ميگيره ؟

يكي از تكنسين هاي دارويي سن بالا كه چندين سال تو داروخونه كار ميكرد تمام مشكلات خودشو از جماعت درس خونده داروساز ميدونست كه امثال شما هستيد كه مانع كسب و كار ما ميشود.!!!!

وقتي كه ما داروسازها به ديگران اجازه ميديم كه به راحتي در كار تخصصي ما دخالت كنند و اظهار نظر كنن پس نبايد انتظار داشته باشيم كه اوضاع مان از اين بهتر بشه .

 



چهارشنبه هجدهم دی 1387  توسط دکتر مجید اسماعیلیان
با سلام به دوستان عزیز

مسابقه وبلاگ نویسی داروسازی

این خبر رو دکتر محسن قنبری در وبلاگ خودشون خانه داروسازان اهواز بیان کردند. صمیمانه از ایشون تشکر میکنم.

متن خبر:

کمیته صنفی چهاردهمین سمینار دانشجویان داروسازی سراسر کشور در نظر دارد مسابقه ای تحت عنوان «مسابقه وبلاگ نویسی داروسازان» بین دانشجویان و فارغ التحصیلان داروسازی برگزار نماید. از کلیه وبلاگ نویسان علاقمند به شرکت در این مسابقه و همچنین علاقمندان به داوری دعوت می شود آمادگی خود را تا تاریخ اول بهمن ماه 1387 از طریق پست الکترونیکی دبیر صنفی سمینار چهاردهم، به آدرس:
 
 
اعلام نمایند.

به نویسندگان برگزیده فضا و دامین اینترنتی رایگان اهدا خواهد شد.

کمیته صنفی چهاردهمین سمینار
 
87/10/10
 
آدرس اینترنتی سمینار :


دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387  توسط دکتر مجید اسماعیلیان

با سلام به دوستان گرامی

شاید این مطلبی که الان از اون صحبت میکنم خیلی مرتبط با تیتری که برای اون انتخاب کردم نباشه ولی در کل موضوعی است که امروز ذهن منو به خودش مشغول کرده. چند روزی هست که برای گرفتن گواهی امضاء باید به یک دفتر ثبت اسناد رسمی میرفتم ولی وقت نمیکردم تا اینکه امروز ساعت ۱.۳۰ رفتم به دفتر نزدیک خانه مان. مدارک را دادم و منتظر شدم . خلوت بود شاید ۵ دقیقه بیشتر طول نکشید. فردی که اونجا کار میکرد گفت چون بانک تعطیله پول رو نقدی همین جا پرداخت کنید  من هم از خدا خواسته که دیگه تو بانک معطل نمیشم. گفت میشه ۳۵۰۰ تومان.  برای یک گواهی امضا که در کل ۵ دقیقه هم وقت نگرفت و نهایتا ۲ تا کاغذ رو امضا میکنی! در همین حین چشمم افتاد به یک برگه کاغذ بزرگ که روی اون نوشته شده بود هزینه کپی برابر اصل ۲۵۰۰ تومان میباشد.  نمیدونم تا حالا این کار رو کردید یا نه ولی روالش اینه که مثلا کپی شناسنامه رو میبری و اون دفتردار با اصل شناسنامه تطبیق میده و یک مهر میزنه روش. ۲۵۰۰ تومان هم میگیره.

در همین حین داشتم به تفاوت کار خودمون با کار این عزیزان فکر میکردم که برای یک مهر زدن این هزینه رو میگیرن و کار خاصی هم انجام نمیدن و مردم هم با جون و دل پول رو میدن و میرن. نه داد و بیدادی نه ناسزایی نه تهمتی که شما مگه از بیمه ها پولشو نمیگیرید نه اینکه بگن ایشالله حرومتون باشه و نه چیزای دیگه.....

شاید تقصیر خود ماست که مردم رو بدعادت کردیم که هر چی دلشون میخواد به ما بگن . پس چرا هیچ کس تو این دفترخانه ها داد و بیداد نمیکنه و برای کار به این جالبی ادعایی نمیکنن که چه خبره اینقدر پول میگیرید  و .... همه مودب میشینن. کلی وقتشون تلف میشه . صداشون هم در نمیآد. پول درست و حسابی هم میدن . آخر سر هم به شدت تشکر کرده و رضایت مندانه دفتر رو ترک میکنن....

آرزو به دل موندیم که ببینیم مردم تو داروخونه اینطور رفتار کنن.

در همین حال و هوا بودم که دفتردار گفت که این برگه ها رو ببرید تا آقای .... مسئول دفتر امضا کنن.

وقتی رفتم پیش ایشون چیز جالبی دیدم . روی یک تابلو در حد کاغذ آ ۴ نوشته شده بود:

سوگند نامه

در پیشگاه خداوند قادر  و متعال سوگند یاد میکنم که ....... متنی مشابه تمام سوگند نامه ها که نشانه این است که ما به اصول اخلاقی و الهی پایبندیم و از آنها تختی نمیکنیم.

پایین سوگند نامه هم اسم و امضاء مسئول دفتر بود.

یاد سوگند نامه ای افتادم که در پایان جلسه دفاعیه اون رو خوندم. متن اون بسیار زیباتر و جامع تر بود. هر چی گشتم که پیداش کنم تا بذارم تو وبلاگ و با خوندن مجدد اون یادمان بیفتد که ما چه مسئولیتی رو تقبل کردیم و چه سوگندی خورده ایم پیداش نکردم. بعضی از بچه ها  اون رو صفحه آخر پایان نامه خودشون میذارن ولی من متاسفانه این کار رو نکردم.

ولی اگر روزی داروخانه بزنم حتما اون رو به صورتی شکیل تهیه میکنم و جلوی چشم تمام بیمارن میگذارم تا دیگر کسی جرات نکنه به ما تهمت کم فروشی و گران فروشی بزنه . خیلی خوبه که مردم اون رو بخونن و بدونن که پزشکان جامعه با ذکر سوگندی وارد عرصه طبابت میشوند که تا آخر عمر باید به اون پایبند باشن. هستند افرادی که این سوگند برای آنها جملاتی بی مفهوم بوده و هست ولی اکثر داروسازان به این سوگند ایمان دارند و اون رو با جان و دل به کار میبندند.

پس بیائید یک بار دیگر به یاد بیاوریم که در پیشگاه خداوند به رعایت کردن چه چیزهایی سوگند یاد کرده ایم .



سه شنبه نوزدهم آذر 1387  توسط دکتر مجید اسماعیلیان
با سلام به دوستان گرامی

اعتراض کردن به یک نوشته در یک هفته نامه حق مسلم تمام همکاران عزیز است و شنیدن جوابیه اون هم حق مسلم کسی است که اون رو نوشته. دوست گرامی مان جناب آقای علی مرسلی نویسنده مطلب طنزی (که از دید من توهین به داروسازان بود) در نشریه سپید لطف کردن و جوابیه زیر رو برای ما ارسال کردن . من هم اون رو در وبلاگ میگذارم. به پاس احترام به اين دوست طنز نويس.

 

سه شنبه 19 آذر1387 ساعت: 20:24

توسط:علی مرسلی

سلام دوست عزیز و همکار محترم
به طور اتفاقی فهمیدم که مطلب من در هفته نامه سپید را توهین به صنف داروسازان تلقی کرده ای.اصلا روی این بحث نمی کنم که مطلب واقعا توهین بوده است یا نه ...اگر توهین بوده است از شخص تو که آن را توهین کرده ای عذر می خواهم.
علت قراردادن این نظر فقط تاکید روی این نکته بود در جامعه امروز ظرفیت تحمل و تولرانس ما پایین آمده است...شاید طبیعی ترین کاری که در شرایط متعادل در برابر این مطلب که خودت هم به طنز بودن آن اشاره کردی خندیدن بود(همان کاری که دوستانت کرده اند) ولی اینکه چرا شرایط به گونه ای رقم خورده که هر مطلبی از این دست توهین و غرض تلقی جای بحثش اینجا نیست.البته مطمئنم تقصیر تو، من و امثال ما نیست به خشت اول بنیان جامعه ما ربط دارد.
شاید حقوق صنفی ما در جایی غیر از صفحه طنز هفته نامه صنفی خودمان باشد...شاید در انتخابات نظام، در اعتراض به اوضاع آموزشی دانشگاه ها، در اعتراض به روال پذیرش دانشجو و ... بهتر و موثر تر بتوانیم برای هم بوق بزنیم!

از توجهت ممنونم
Ali.morsali@gmail.com

 وب سایت   پست الکترونیک



جمعه پانزدهم آذر 1387  توسط دکتر مجید اسماعیلیان
با سلام خدمت دوستان عزيزم

دوست گرامي ام جناب آقاي دكتر نويد اخوت پور در مقاله اي به عنوان تاملی بر ماوقع... به صورت جذابي به بيان مشكلات داروسازان جوان پرداخته اند. من قسمتي از اين مقاله رو براتون ميذارم.

تاملی بر ماوقع...

امشب بیدار مانده ام، نه به خاطر اینکه زیاد فکر کردم، بلکه شاید فکر امانم بریده است..
شاید میشد راحت گرفت و خوابید اما...

بگذار ببینم، من اینجا چکار میکنم، من کی هستم؟ من در این دنیا چه کاره هستم؟ آینده شغلی من به چه شکلی خواهد بود؟

بهترین ایده شاید این باشد که در حال خود تاملی دگر کنیم...

چرا که نه؟

میخواهم بدانم:
نظر شما در باب تاسیس یک بقالی وشاید حتی یک سوپرمارکت نقلی وشیک در یک محله شلوغ چیست؟

چرا؟؟

چرا نه؟؟


                       براي خواندن بقيه مقاله به لينك زير برويد. حتما بخوانيد:

تاملي بر ماوقع...


داروسازان شرق

بچه هاي ورودي ۸۵ داروسازي مشهد با راه اندازي اين وب سايت جالب نمونه آشكار يك ورودي مجازي رو ارائه كرده اند. به دوستان گرامي توصيه ميكنم حتما به اين دوستان سر بزنيد. من خودم وقتي رفتم ياد دوران دانشجويي افتادم. اميدوارم بقيه دانشكده ها هم با افتتاح چنين وبلاگي شرايطي فراهم كنن تا بتونيم يك دانشكده داروسازي مجازي در اينترنت بوجود آوريم. خيلي جالبه كه بچه هاي ورودي ۸۵ مشهد بتونن جزوه هاي ساير ورودي هاي ۸۵ دانشكده هاي ديگر رو هم بخونن و با مطالب ارائه شده به خودشون مقايسه كنن.

  



دوشنبه یازدهم آذر 1387  توسط دکتر مجید اسماعیلیان

با سلام خدمت دوستان عزیز

اکثر شما دوستان عزیز اسم معلمان دوران ابتدایی خودتون رو فراموش نکرده اید. حداقل اسم معلم کلاس اول رو یادتونه. نوشتن این مطلب بهانه ای است جهت یادآوری معلمان و اساتید گذشته ام و تقدیر و تشکر از آنها.

معلم کلاس اولم رو هیچ وقت یادم نمیره : خانم مینا. بسیار مهربان و دلنشین. تو چند سال اخیر چند باری دیدمش. یک بار برای فوت همسرش به مسجد رفتم و چند باری هم تو خیابون زیارتش کردم. هر بار که میبینمش به ۲۰ سال قبل برمیگردم یاد روزهایی میافتم که سر کلاسش بودم. همچنان مثل روزهای اول دوستش دارم.

سال دوم: خانم عظیمی. سخت گیر ولی مهربان. ایشون رو هم چند ماه پیش دیدم.

سال سوم : خانم قزلباش. اگه اشتباه نکنم کرد بود . لهجه بسیار شیرینی داشت. هیچ خبری از ایشون ندارم ولی امیدوارم همیشه موفق و پیروز باشه.

سال چهارم : خانم کریمی. بسیار جذاب و سختگیر و مهربان. چند ماه پیش بعد از اینکه خانم مینا رو دیدم بلافاصله ایشون رو دیدم. خیلی برام شیرین بود. حس دوران کودکی بسیار لذت بخشه. 

سال پنجم: آقای بغدادی. یکی از بهترین معلمان آقا که داشتم. همیشه تو ذهنمه. هنوز دفتر مشق هایی که برام امضا کرده رو دارم. ایشون رو هم چند ماه پیش تو یک مغازه دیدم. خودمو معرفی کردم خیلی خوشحال شد .

اسامی دبیران دوران راهنمایی رو تقریبا یادمه : آقایان قدسی . محمدی . زندی . آل حسینی. کریمی و ...

دوران دبیرستان رو بیشتر یادمه : آقایان غفوری . عظیمی . مختاری . اسکندری . احمدی . قاسمی . محمدی . عاشوری و مرحوم شهید حاج عباس نجفی که الان اسم مدرسمون رو به یاد و احترام ایشون گذاشتن.

حاج عباس دفاعی بهمون درس میداد. البته در آموزش و پرورش هم سمت داشت. هیچ کس نبود که ازش به نیکی یاد نکنه . انقدر مهربون و دوست داشتنی بود که همه بچه ها دوستش داشتن. هر چی میگفت همه قبول میکردن . اهواز بودم که دوستام خبر شهادتش رو بهم دادن . مجروح جنگی بود. نمیدونم چند درصد چون هیچ وقت حاضر نبود بگه. فوتبالیست قهاری هم بود. دوران جنگ هم که از فرماندهان کاردرست به شمار میرفت. از تمام دوستان عزیز میخوام که برای تمام معلمان از دست رفته فاتحه ای بخوانند.

دوران دانشجویی هم که اکثر اساتید رو بچه های داروسازی اهواز میشناسن. نسبت به همه اونها ارادت دارم و از تمامشون سپاسگذارم ولی یک تشکر مخصوص دارم از استاد راهنمای گرامی ام سرکار خانم دکتر نسرین عاقل ( استاد محترم فارماکوگنوزی) 

چند روز پیش که داشتم ایمیلم رو چک میکردم دیدم ایشون برایم ایمیل زدند. خیلی خوشحال شدم از اینکه دیدم یک استاد بعد از گذشت چند سال هنوز هم به فکر دانشجویان قدیمی خودش هست. این بسیار ارزشمنده و برای دانشجویان فعلی که در آینده به جمع اساتید می پیوندند یک نوع آموزش و تعلیم دوبارست . خانم دکتر لطف کرده بودن و  آدرس مجله ای رو که مقاله پایان نامه ام در اون چاپ شده بود برایم فرستادن. البته ناگفته نماند که ایشون در کل فرآیند پایان نامه مخصوصا روزهای دفاعیه بنده هم بسیار نقش مهمی داشتند. تو اون روزهایی که استرس شب و  روز آدم رو فرا میگیره. آرامشی که یک استاد بهت میده بسیار نجات بخشه. هنوز یادم هست سر جلسه دفاعیه زمان ارائه پایان نامه هر وقت به هیئت داوران نگاه میکردم استرسم زیادتر میشد ولی خانم دکتر عاقل با اشاره های خودش میگفت خوبه ادامه بده . این معنای واقعی استاد راهنماست.

مجدد و صمیمانه از ایشون تشکر میکنم و برای این استاد گرامی در تمام مراحل زندگی آرزوی موفقیت میکنم.



دوشنبه یازدهم آذر 1387  توسط دکتر مجید اسماعیلیان
با سلام خدمت دوستان عزیز و گرامی

Helping hand عنوان پروژه ای است که در حال راه اندازی توسط جمعی از دوستان عزیز داروساز میباشد. این اقدام به همت دکتر ایکس عزیز پایه گذاری شده . برای اینکه با این پروژه آشنا بشید اجازه بدید از زبان خود دکتر ایکس برایتان بازگو کنم:

فقط به اطلاع دوستان عزیز علاقمند به همکاری در این پروژه میرسانم جهت انجام هماهنگی های لازم به وبلاگ دکتر ایکس سر بزنید.

یک تراژدی، یک ایده

خیلی وقفه افتاد در نوشتنم...میخوام ایده ای رو که مدتها است در ذهنمه با جریانی که باعثش شد رو تعریف کنم و از دوستان نظر بخوام.

حدود یک سال و نیم پیش، ایمیلی از طرف دختر جوانی به اسم نیلوفر ۲۱ ساله اهل رشت به من رسید که برای درمان مادرش که مبتلا به سرطان سینه متاستاتیک بود کمک میخواست. ظاهرا" با خیلی از کسانی که پزشک یا داروساز بودند و مشخصاتشون رو در جایی در وب ثبت کرده بودند تماس گرفته بود بلکه دست معجزه گری پیدا بشه و زندگی مادرشو نجات بده. پنج سال درگیری با این بیماری مادر همه اعضای خانواده رو داغون کرده بود.

در وهله اول من هیچ کاری نتونستم براش انجام بدم که بیش از اقدامات درمانی انجام گرفته موثر باشه. همه کار شده بود اما متاسفانه هر بار یک پله از بیماری عقب تر بودند. تنها کار مفید من برای مدت زیادی حدود شش ماه، نشستن پای درد دل این دختر خانم توی چت بود که زیر فشار این درد داشت له می شد، اما تا میخواست تسلیم بشه بهش روحیه می دادم و تمام تلاشمو کردم که نور امید تو دلش خاموش نشه.

تا اینکه یک روز پزشک معالج مادر، داروی Faslodex®)Fulvestrant)  رو به عنوان خط آخر درمان تجویز کرد، داروی تزریقی بسیار تخصصی و گران  قیمتی که تازه اون موقع  موجود هم نبود. اندیکاسیون این دارو دقیقا" اینه :

 treatment of hormone receptor positive metastatic breast cancer in postmenopausal women with disease progression following anti-estrogen therapy

خودتون تصور کنید که چه قدر خوشحال شدم وقتی این اندیکاسیون رو دیدم! گفتم این بار دیگه میتونم یه کار عملی و واقعی برای نیلوفر و مادرش بکنم. به هر قیمتی بود و البته به لطف خدا، از طریق دوست یکی از بهترین دوستانم، از کانادا این دارو رو تهیه کردم و به محض رسیدنش با هواپیما از همون فرودگاه مستقیم فرستادم رشت. همون شب دارو تزریق شد و حال بیمار کمی بهبود پیدا کرد...

حالا که حریف کمی ضعیف شده بود نباید امانش می دادیم. اما قیمت دارو خیلی گرون ( ۷۰۰۰۰۰ تومان در خود کانادا و ۱۵۰۰۰۰۰در دوبی قیمت داشت) و کمیاب بود. حالا گرونی هیچی، اینا وضع مالیشون بد نبود و منم ازشون همون موقع هزینه نگرفتم، اما کمیابی؟ هر یک ماه باید این دارو تزریق می شد و من به شدت در تلاش بودم... آخرش هم تونستم از یه کانال دیگه پیدا کنم اما...ظهر روزی که کار این دارو OK شد و به برادر نیلوفر زنگ زدم که آماده دریافت دارو باشه، بهم گفت : " تموم شد دکتر".

صبح همان روز، دو ماه بعد از تزریق Faslodex،  مادر نیلوفر به علت بازگشت عوارض متاستاتیک از دنیا رفته بود.

اون روز دنیا رو سرم خراب شد، جوری که مجبور شدم از شرکت مرخصی بگیرم و برم خونه. مدام با خودم فکر می کردم اگر روابط بهتری داشتم و نفوذ قدرتمند تری حتما" می تونستم به موقع دارو رو تهیه کنم و نجاتش بدم. این خانواده به من امید بسته بودند. من سوگند خورده بودم تا جایی که توان دارم از جان انسان های دیگه در برابر بیماری ها محافظت کنم اما...

برای چهلم مادرش به رشت رفتم و در مراسمشون شرکت کردم...داستان تلاش مختصر منو برای همه فامیلشون تعریف کرده بودند و همه با چشم گریان از من تشکر می کردند...هر چند در نهایت نتونستم کاری بکنم و به نظر خودم مستحق این همه لطف نبودم.

 اما الان میخوام کاری کنم. این بار برای همه مادرها، برای همه نیلوفرهای مظلوم این دنیا، برای همه اونایی که به بیماری های اینچنینی دچارند.

اکثر ما دارای روابط حرفه ای خاص با بقیه همکاران هستیم که به این واسطه میتونیم خیلی از کارها رو راحت تر، سریع تر یا با هزینه کمتر انجام بدیم. مثل هزینه یا/و وقت عمل جراحی، ویزیت، آزمایش، عکس، MRI، CT، تهیه دارو که هر کدومش میتونه باری رو از دوش بیماری برداره یا حتی در بعضی موارد جونش رو نجات یا حداقل طول عمر مفیدش رو افزایش بده.

این کارها همه روابطی انجام میشه و هزینه مالی برای ما نداره.

ایده من ایجاد سایتی است که در اون هر یک از همکاران که میتونه و میخواد از روابطش در این راه بدون هیچ چشمداشت مالی استفاده کنه،  ثبت نام کنه و از طرف دیگه هم بیماران نیازمند با شرح دقیق مشکل خودشون مراجعه می کنند. این مشکلات بررسی میشه و همکارانی که میتونند کمکی بکنند (غیر مالی، فقط روابطی) اعلام آمادگی می کنند و با خانواده بیمار لینک داده خواهند شد.

من اسم این سایت رو www.helpinghand.ir گذاشتم و قبلا" رجیستر کردم. اما برای روش طراحی و اداره اش به نظر، یاری و همراهی تک تک شما دوستان نیازمندم. مشتاقانه منتظر نظرات شما هستم.



پنجشنبه هفتم آذر 1387  توسط دکتر مجید اسماعیلیان
با سلام به دوستان گرامی

با توجه به گزارشات ارسال شده و بررسی های به عمل آمده توسط معاونت غذا و داروی دانشگاه علوم پزشکی اراک مشخص شده که در برخی از بسته های قرص سیتالوپرام ۲۰ میلیگرم ( تیدی پرام ) شرکت تولیدارو به شماره سری ساخت ۸۶۰۰۱ و انقضاء ۰۷/۲۰۰۹ حاوی بلیستر  قرصهای آتورواستاتین ۲۰ میلیگرم ( تیداتور) میباشد.



دوشنبه بیستم آبان 1387  توسط دکتر مجید اسماعیلیان

با سلام خدمت دوستان گرامی
دیروز هفته نامه سپید مورخ 16/8/87 رو داشتم میخوندم صفحه آخر اون مطالب طنز مینویسه این هفته اشاره داشت به نیازمندیهای پزشکی - برای اینکه اجحافی صورت نگیرد عین مطلب نوشته شده رو مینویسم:

به یک نفر داروساز
برای پذیرش مسئولیت فنی یک داروخانه نیازمندیم .
همراه با امکانات : تخت خواب - صندلی راحتی ارگونومیک - پلی استیشن و تمام ملزومات مفت خوری!

این مطلب به قلم علی مرسلی به تحریر درآمده است .

این مطلب با اینکه در قالب طنز به تحریر در آمده است ولی در دل سخنان نهفته زیادی دارد. اینکه سایر رشته های گروه پزشکی با این دید به داروساز نگاه میکنند که موجودی مفت خور !! در داروخانه است واقعا جای تاسف دارد. در ابتدا از این مساله و نوشته خیلی ناراحت شدم با چند تا از همکاران صحبت کردم تا جوابیه ای برای این نشریه تهیه و ارسال کنیم ولی وقتی دیدم اونها با خوندن این مطلب از خنده ریسه رفتن و اصلا عین خیالشون نبود متوجه شدم که اشکال از خودمان است که با طرز رفتارمون تو داروخونه ها و بی اعتنایی به امور صنفی به دیگران اجازه میدیم اینطوری با آبرو و حیثیت یک حرفه بازی کنند. چند وقت پیش یکی از دوستان در مورد رابطه همکاری بین گروه های پزشکی صحبت میکرد و اینکه چرا این رابطه در بین گروه های مختلف پزشکی کم رنگ شده. مثال جالبی زد میگفت وقتی ۲ تا راننده کامیون تو جاده از کنار هم رد میشن برای هم بوق و چراغ میزنن ولی همکاران محترم ما همواره درصدد تمسخر همدیگر با عناوین محترمانه طنز و فکاهی هستن.

زمانی که دوستان عزیز داروسازی در جامعه داریم که همانند دکتر ایکس با تلاش صادقانه و بی چشم داشت برای تهیه داروهای یک بیمار سرطانی از هیچ تلاشی چشم پوشی نمیکنه و داروهای مورد نیاز این بیمار رو از کانادا تهیه میکنه و در اختیار بیمار قرار میده دادن لقب مفت خور !! به این قشر بسیار، بیرحمانه و دور از عدالت و وجدان است .

چند روز پیش یکی از همکاران داروساز تعریف میکرد که متخصص کودکانی که نزدیک داروخونه مطب داره وقتی برای بیماران یک قلم دارو مینویسه به بیمار میگه برو دارو رو آزاد بگیر که مثلا تعرف حق فنی نده و ارزون تر تموم بشه در صورتیکه از حق ویزیت ۶۰۰۰ تومانی خودش ریالی نمیگذره. به نظر شما این داروساز که بدون چشم داشت مالی هم دارو رو میده هم دستورشو توضیح میده شباهتی به آدمهای مفت خور داره؟

من قصد اهانت به هیچ یک از همکاران پزشک رو ندارم ولی به نظر بنده این عبارت بیشتر برای همکارانی قابل استفاده است که برای بردن شامپو و کرم و سایر چیزهای منزلشون نسخه یکی از بیماران را کنده و داروهای گرون قیمت تا حد تائید مینویسن و باج خواهانه از داروخانه میخواهن که جای پول نسخه قبول کنن.



جمعه دوازدهم مهر 1387  توسط دکتر مجید اسماعیلیان
با سلام به دوستان گرامی

همکار ارجمند و پیشکسوت داروسازی جناب آقای دکتر عبدالرسول اسلامی در مقاله ای ارزشمند به بیان دیدگاه شان در خصوص تعرفه ی " حق خدمات فنی داروخانه "پرداخته اند.

در ادامه، مقاله ایشان تقدیم حضورتان میگردد:

تعرفه ی " حق خدمات فنی داروخانه "

  در میان این همه چاله وچالش که پیش پای ما ، دهان گشوده ، چه شده است که پدیده ای به نام " حق خدمات فنی داروخانه " آن گونه رخ نموده  است که نهاد های بزرگی چون وزارت بهداشت ، سازمان نظام پزشکی و وزارت رفاه م تامین اجتماعی و پیش از همه ،بیش از ده هزار نفر داروساز را ، درگیر خود کرده است.گویا غولی از چراغ جادویی به در آمده و به صورت " حق فنی داروخانه " پدیدار گشته و به گوته ای ، کسانی را بیم ناک کرده است.گویی این غول بی شاخ و دم ، کمر بدان بسته است که دولت را زمین گیر کند ، مردمان را اسیر کند و سامان اقتصادی اجتماعی کشور را به هم بزند.

  چه شده است که کسانی کار های مهم تر را گذاشته و برای شکستن شاخ این غول بی شاخ و دم شمشیر از رو بسته اند؟

پاسخ آن است که.....

لطفا ادامه مطلب را مشاهده نمائید.



ادامه مطلب...


چهارشنبه دهم مهر 1387  توسط دکتر مجید اسماعیلیان
با سلام به دوستان عزیز

محققان ايراني به دانش فني دارورساني استنشاقي دست يافتند

محققان علوم پزشكي تهران به دانش فني دارورساني استنشاقي كه بهترين جايگزين براي داروهاي تزريقي است، دست يافتند.
دكترعبدالحسين روح الاميني مدير اين پروژه تحقيقاتي و عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي تهران با بيان اين مطلب افزود: دارورساني استنشاقي از مهمترين راههاي جايگزين روشهاي تزريقي است.
وي گفت: به دليل اينكه دارورساني تزريقي هزينه بر بوده و بايد شرايط براي اين كار استريل باشد و معمولا براي افراد بويژه كودكان و بيماران ديابتي با درد همراه است با يك گروه پزشكي كه از اساتيد و دانشجويان ممتاز دانشگاه علوم پزشكي تهران هستند به فكر تهيه دارو از طريق استنشاقي افتاديم.
روح الاميني اظهار داشت: داروي ضد آسم، داروهاي پروتئين مانند هورمون رشد و انسولين، داروهاي ضد سل و ضد سرطان، ژن درماني و واكنس‌ها از مواردي است كه در زمينه دارورساني استنشاقي كار كرده ايم.
وي تصريح كرد: اين موفقيت باعث تحول شديد در حوزه‌هاي درماني گوناگون شده و در واقع بهترين تكنيك در عرصه دارو است.
اين عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي تهران با اشاره به اينكه مطالعه در اين زمينه از سال ‪ ۷۳‬آغاز شد، گفت: اين موفقيت تاكنون در ‪۲۵‬مجله معتبر بين‌المللي به چاپ رسيده و در حال حاضر آماده ارايه اين تكنيك به كارخانه‌هاي داروسازي هستيم.

  منبع خبر: خبرگزاری جمهوری اسلامی ايران - ايرنا    

برگرفته از: سایت پزشکان ایرانی



یکشنبه نهم تیر 1387  توسط دکتر مجید اسماعیلیان
با سلام به دوستان عزیز

چندی پیش یکی از دوستان پزشک از آمپولهای هیدروکورتیزون ایرانی که برای بیماران آسمی تزریق شده بود و ایجاد مشکل میکرد گلایه داشت.

حالا علت این مساله رو در اطلاعیه زیر ببینید:

قطع موقت تولید و توزیع آمپول های هیدروکورتیزون سدیم فسفات ساخت شرکت ابوریحان

 



جمعه سی و یکم خرداد 1387  توسط دکتر مجید اسماعیلیان

با سلام به دوستان عزیز

رييس مرکز خدمات آموزشي وزارت بهداشت: , دفتر مشاوره تحصيلي متقاضيان تحصيل در دانشگاههاي خارجي بزودي داير مي‌شود

رييس مرکز خدمات آموزشي وزارت بهداشت از راه اندازي دفتر مشاوره به منظور راهنمايي و ارايه مشاوره با متقاضيان تحصيل در دانشگاههاي خارجي و خانواده هايي که فرزندان خود را براي تحصيل به کشورهاي خارجي اعزام مي کنند خبر داد.

دکتر غلامرضا حسن‌زاده در گفت‌وگو با خبرنگار صنفي آموزشي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، در اين باره گفت:دفتر مشاوره تحصيلي متقاضيان تحصيل در دانشگاههاي خارجي تا تير ماه در وزارت بهداشت داير مي‌شود.

وي افزود: از خانواده ها تقاضا داريم که قبل از اعزام فرزندان خود به دانشگاه‌هاي خارجي و مراجعه به موسساتي اعزام دانشجو كه بعضا فاقد مجوز و داراي تخلفهاي متعدد هستند، حتما با اين مرکز براي راهنمايي تماس بگيرند.

دکتر حسن زاده در عين حال با بيان اينكه اعزام دانشجو از طريق موسسات بدون مجوز و داراي تخلف، دانشجويان را در کشورهاي مختلف دچار مشکل مي‌كند از متقاضيان اعزام خواست كه قبل از هر اقدامي با مرکز خدمات آموزشي اداره تسهيلات امور مشمولين و انتقال دانشجويان از خارج به داخل مشورت کنند.

رييس مرکز خدمات آموزشي وزارت بهداشت در خاتمه با اشاره به نشاني سايت مرکز خدمات آموزشي www.mohme.gov.ir گفت: بزودي بخش پاسخگويي اين سايت و نحوه استفاده از سايت و شماره تماسهاي پاسخگو نيز اعلام مي‌شود.

    منبع خبر: خبرگزاری دانشجویان ایران - ايسنا  



جمعه بیست و چهارم خرداد 1387  توسط دکتر مجید اسماعیلیان

با سلام به دوستان عزیز

در ادامه تیتر چند خبر مهم صنفی رو براتون میذارم که برای مشاهده متن کامل خبر ادامه مطلب رو مشاهده کنید:

۱- در نشست نمايندگان صنفي دانشجويان داروسازي در دانشکده داروسازي شيراز مطرح شد: , تأسيس داروخانه توسط غيرداروسازان، عادلانه نيست.

دو خبر در خصوص تعرفه های جدید و خبر ساز

۲- انجمن‌هاي پزشكي به خاطر اعلام غير قانوني تعرفه‌ها، شكايت مي‌كنند

۳- وزير بهداشت : اعلام تعرفه‌هاي خدمات پزشكي بخش خصوصي از سوي پايگاه اطلاع رساني دولت به منزله ابلاغ رسمي آن است.

 دو خبر علمی:

۴-انعقاد تفاهم نامه ميان دانشگاههاي علوم پزشکي مشهد و نيوکاسل انگلستان

۵- تدوين برنامه آموزشي بيوتکنولوژي و نانوتکنولوژي دارويي در وزارت بهداشت



ادامه مطلب...


 
 
درباره سايت


وبلاگ دانشجویان فارغ التحصیل ورودی 78 دانشکده داروسازی دانشگاه جندی شاپور اهواز
majidesmaeilian@yahoo.com


موضوعات


آرشيو مطالب

مطالب اخير


پيوند ها


پيوندهاي روزانه


آمار سايت


تبليغات وبلاگ